علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

301

تاريخ بيهق ( فارسى )

يا با واو و ضمير ( واو بود ) بخوانيم و آن را مبدأ جملهء مستقل قرار دهيم بدين قسم ؛ واو ( يعنى سيد داعى ) بود بطن سيزدهم از امير المؤمنين . . . ص 61 س 3 حالب الحجارة . . . حالب را بعضى بحاء بىنقطه و بعضى بجيم نوشته‌اند ، و آن بحاء مهمله بمعنى دوشندهء سنك و لقب اسماعيل بن حسين بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب ع بوده است ، مؤلف در لباب الانساب گويد : ويرا بدان جهت اين لقب دادند كه در كسب روزى از وجه حلال مهارتى بسزا داشت و مال مشروع و حلال را از محلى كه كس گمان نميكرد بدست مىآورد ، و يا بدان جهت كه عسلى را كه مگسان در كوه و سنك نهاده بودند استخراج و از بهاى آن استفاده و انفاق مىكرد ، و بعضى گفته‌اند جالب الحجارة است و وجه آن را در كتابى نوشته نيافتم جز اينكه در رى از سيد نسابهء ونكى شنيدم كه مىگفت اسماعيل از كوهها سنك مىآورد و از آن سنك با دست خود پل و مسجد مىساخت و از اين روى او را جالب الحجارة گفتند . س 3 و 12 - الحسن بن زيد . . . نام پدر اسماعيل حالب الحجارة است و در ( نب ) الحسين بن زيد نوشته شده و بطورى كه از لباب الانساب مستفاد مىشود ( الحسن ) صحيح است . س آخر - جمال السادة ابو القاسم العريضى . . . . در نسب اين شخص نامهايى كه در قلاب گذارده شده مأخوذ از لباب الانساب است كه در ذيل نسب نقيب طبريه گويد : و قريب من هذا النسب نسب السيد ابى القاسم العريضى النيشابورى و هو السيد جمال الدين ابو القاسم على بن محمد بن على بن ابى ابراهيم حسن بن على بن جعفر بن حسن بن محمد بن عيسى بن محمد بن على ابن جعفر الصادق ع . ص 62 س 13 - حيدر بن عبد اللّه بن الحسن . . . در ( نب ) حيدر بن عبد اللّه بن الحسين نوشته شده ، و چنان كه از لباب الانساب مستفاد مىشود ( الحسن ) صحيح است . س 14 - الحفينى . . . اين كلمه در ( نب ) الجقينى نوشته شده و ظاهرا الخفيننى يا الحفيتنى است چه مؤلف در لباب الانساب گويد اين كلمه منسوب بموضعى در مدينه است و در توابع مدينه موضعى بنام حفين ياد نكرده‌اند و آنچه ياقوت در معجم البلدان ضبط كرده خفينن و حفيتن ( هر دو بر وزن سفرجل ) و آن نام واديى ميان ينبع و مدينه است . ص 64 س 5 ، 7 ، 8 ابى الحسن نوران . . . در ( نب ) ابى الحسين نوشته شده و نوران هم در هر دو نسخه به دو شكل مختلف يعنى هم بىنقطه و هم با نقطهء